خدا
امروز سر کلاس مشاوره مریم می گفت "درس بخونین و تکلیف رو جدی بگیرین!" چراشو فقط خودش می دونه و راستش کسی هم نپرسید ازش! اصلن به نظرم نفر 16م کنکور تا یه مدتی حق داره هرچی به ذهنش می رسه رو بدون توضیح چرایی ش بگه و بقیه هم قبول کنن! حسش بی نظیره...حس این که ببینی با چشمای خودت پیروزی ت رو! میگه "خب بی هدف که نمیشه!" چه هدفی انگیزه ساز تر از این که من هم دوست دارم همچین حسی رو لااقل یه بار تجربه کنم! دوست دارم آزاد باشم و با چشمای خودم ببینم این آزادی رو و بکنم تو چشم بقیه!:/
چرا به فاطمه نمیگن پاشه بیاد پیشمون؟ فاطمه حتا چند ماه زودتر از مریم به این حس رسید...به چند برابر این حس! حس فاطمه قطعن قشنگ تر بوده...فاطمه بنت فرزانه:)) به نظرم کسی که طلا یک المپیاد داره، اونم المپیاد ادبی(!!) به جز حقی که واسه نفر 16م کنکور قائلیم، حق داره راه بره و تو گوش هرکی دلش خاست یه نصیحتی بکنه و فقط کافیه که پشت بندش بچسبونه که "من این تجربه رو تو راه رسیدن به طلا به دست آوردم" و اونوقته که دوست عزیزمون بدون هیچ مکثی قبول کنه و مستقیم راهی بیابون بشه برای هضم اون نصیحت و کنج ه مون زندگی ای که صرف بیهودگی هاش کرده جاش بده کیمیا رو...
بابا! عاغا! فاطمه از یاسمن هم خفن تره واقعن! ولی کو جایگاه عزیزش؟ پس چرا کسی فاطمه رو نمیشناسه؟ و ما ادراک ما الفاطمه...:)
+علیکم بالادامه!
ادامه مطلب
برچسب: و ما ادراک,و ما ادراك,و ما ادراك ماهية,
نویسنده: بهنام اکبریپور