خدا
چه قدر سخته که از خون خوردنت بفهمی روزی ننهاده بوده و طلب کردی و آخر سر هم ندادنت و فقط خون خوردی و درد کشیدی و بی تاب بودی!
چه خونی هم خوردم واقعن...بچه ها گفتن تمام دندونات خونیه! رفتم جلو آینه برق میزد همچین انگار تازه مسواک زدم!
برچسب: خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی,خون خوري گر طلب روزي ننهاده كني,شعر خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی,
نویسنده: بهنام اکبریپور