خدا
اون همه نوشتم و همه ش تقصیر کامپیوتر حسین بود و این همه بی طاقتیش که حالا هیچی از نوشته هام نمونده!
همه ش تقصیر آهنگ دلفریب و خیام و مولانای هلیا بود که حالا هیچی از نوشته هام نمونده!
همه ش تقصیر عکس های گوگل بود که یه عکس راهروی مدرسه خواستم پیدا کنم و عکس مانور زلزله رو آورد و من مجبور شدم پشت این لپ تاپ لعنتی چند سانت در چندین سانت یه ربع بخندم به خاطرات مسخره زنگ های زلزله:/ که الان هیچی از نوشته هام نمونده!
خلاصه ش این بود که آقا می دم به یادآور بدون هیچ ترسی! اصلن بقیه ش هم حتمن مصلحت این بوده که شما نخونین که الان هیچی از نوشته هام نمونده!
من الان خیلی عصبانی م و غرغرو! مشخص نیس؟:/
: استیکر انگِر اینساید اوت در حال بلند شدن آتیش از سرش! اصن هر چی!
برچسب:
نویسنده: بهنام اکبریپور